سلام خوش آمدید خوش بگذره!!!!!!!
مصاحبه با آقای هادیان معلم ادبیات و زبان فارسی دبیرستان امام خمینی(ره)

سلام.لطفا خودتان را معرفی کنید.
سلام.حمید هادیان هستم.سال55در علویجه که آن زمان جزء نجف آباد بود بدنیا آمدم.
در مورد خانواده تان بگویید.
من پدرم نظامی بود و برادرها و خواهرانم شهرهای اطراف بدنیا آمدند.دوتا فرزند دارم یک پسر و یک دختر.چون پدرم نظامی بود خانواده ما وضع مالی خوبی داشت.البته پدرم یه مقدار هم مستبد بود و در خانه مثل پادگان رفتار می کرد.من فرزند آخر هستم و بین من و فرزند اول خانواده فاصله سنی نسبتا زیادی هست.
خصوصیات اخلاقی تان را بگویید.مثلا اینکه به چه چیزهایی علاقه دارید.
ورزش والیبال را خیلی دوست دارم.زیاد فوتبالی نیستم ولی بازیهای سپاهان و استقلال را گاهی می بینم.البته اولویت با سپاهان است.همیشه دوست داشتم زندگی ساده و آرامی داشته باشم.دوست داشتم که تمکن مالی داشته باشم ولی هرگز دوست نداشتم که وضع ظاهری من با دانش آموزانم یا دیگران فرق کند.
دوستان شما معمولا چه کسانی هستند؟
من بیشتر با همکارانم در آموزش و پرورش دوست هستم و همکارهای خوبی هم دارم.
زندگی تان را چطور گذراندید؟
من خیلی کار و تلاش کردم تا خرج زندگی خودم را تامین کنم حتی با نیسان در اطراف محل زندگی ام کار کردم.
چطور شد که معلم شدید؟
من ادبیات را خیلی دوست داشتم ولی به معلمی علاقه نداشتم.دوست داشتم استاد دانشگاه شوم.
دوران تحصیل تان را کجا گذراندید؟
من تمامی دوران دبستان تا پایان دبیرستان را در شهر درچه بودم.دبستان اسلامی.مدرسه راهنمایی دکتر علی شریعتی و دبیرستان17شهریور.
آیا دانش آموز نامنظمی بودید؟
خیر.من همیشه منظم بودم و سر وقت در کلاس حاضر می شدم.البته بدلیل رفتارهای رایج آن زمان من زیاد و بیهوده تنبیه می شدم.
بهترین معلمتان چه کسی بود؟
آقای احمدپور که از سال دوم تا چهارم معلم درس زبان انگلیسی من بودند.
معلمی که از دستش ناراضی بوده اید داشتید؟
بله یک معلم ریاضی داشتیم که خوب تدریس نمی کرد.
بهترین خاطره دوران تحصیل تان چیست؟
یک سال در دبیرستان و در کلاس تاریخ معلم قرار گذاشت که هر کس کتاب امیرکبیر را بطور خلاصه توضیح دهد برایش نمره ای اضافه می کند.من هم این کار را انجام دادم و قرار شد به نمره ی پایانی ام دو نمره اضافه شود ولی چون در ثلث دوم و سوم نمره ی امتحانم20شد هیچوقت این دو نمره به کار من نیامد.
تا حالا دانش آموزان به شما کلک زده اند؟
نه.تا الان نتوانسته اند من را گول بزنند و من مچشان را گرفته ام.
آیا دانش آموزان را تنبیه می کنید؟
بله ولی به این خاطر که آنان را دوست دارم و نمیخواهم در غفلت بمانند و وقتشان را هدر بدهند.یکبار هم به خاطر تنبیه کار به اداره کشیده شد و آنجا حل و فصل شد.چند وقت پیش هم یکی از بچه هایی را که سالها پیش در مدرسه تنبیه اش کرده بودم دیدم .او خیلی عوض شده بود.سوار موتورش شدم و مرا به مقصد رساند.
علم یا ثروت؟
من در مرتبه ی اول علم را می دانم و بعد ثروت.
مرا به تجربت معلوم گشت آخرحال/ که قدر مرد به علم است و قدر علم به مال
بزرگترین درسی که از زندگی گرفته اید چیست؟برای دانش آموزان بفرمایید.
باید کار و تلاش کنیم نباید اشتباه کنیم بخصوص ما معلمان.بچه ها باهوشند، می فهمند اگر ما اشتباه کنیم آنها هم دچار اشتباه می شوند.
نباید وقت را هدر دهیم باید خانواده خود را دوست داشته باشیم و برای زندگی تلاش کنیم.
پایان
برچسب:
نویسنده: رضا قاسمی